احمد منزوى

2097

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

در اين‌جا نيز نام نبرده ) رسيد ، از من خواست كه نسخه‌اى بايد نوشت كه شامل همهء احوال باشد ، و تكرار نباشد . و من اين را نگاشتم . باب 1 - ذكر نسب صورى و نسب معنوى « حضرت مخدومى » كه زنجيره را به حضرت موسى الرضا مىرساند ، 2 - معارف و حقايقى كه بر زبان ايشان در مجلس آمده ، 3 - آثار الطاف الهى كه در اوان طفوليت در آن حضرت ظاهر شده است . نفيسى 1 / 193 و 2 / 766 و تاريخ افغانستان 1 / 55 با يك برداشت نادرست از فهرست « افغانستان » موزهء كابل 118 در نام نگارنده و موضوع كتاب دچار لغزش بزرگى شده‌اند . آغاز : اما بعد مخفى نماند كه خدمت مولانا دوست كه از كبار اصحاب حضرت . مشترك 3 / 1211 ( نامش ) ، همانجا 11 / 887 ( 1 نسخه ) ؛ نفيسى 1 / 401 ، همانجا 2 / 766 ، 767 كه در اين‌جا در نام نگارنده و موضوع كتاب دچار لغزش شده است ؛ تذكره‌نويسى 762 كه نام نگارنده را نادرست « عبد البقا » ناميده است ؛ تاريخ افغانستان 1 / 55 كه نيز دچار لغزشى در نام نگارنده و موضوع شده است . نشريه 9 / 62 بىنام نگارنده ، 114 كه تاريخ نگارش را 1028 ق آورده است . آلمان 66 ؛ افغانستان 118 ( 3 نسخه ) ؛ بادليان 3 / 2497 ( ؟ ) به نقل ؛ ازبكستان ، تاشكند 3 / 315 ( 5 نسخه ) ؛ شيرانى 10 ؛ گنج 4 / 2103 ؛ هندوستان 21 . جامع المقامات . ابو البقاء فرزند عالى ، به آنچنانكه در نفيسى ( 1 / 192 و 2 / 766 ) و تاريخ افغانستان ( 1 / 55 ) آمده است ، ليكن درست آن از ابو البقاء كاسانى ( - بالا ) است . جامع المقامات . ن . نشريه 9 / 62 كه بايستى همان كار ابو البقا باشد . جامع مناقب فخريه . عيوض - مناقب فخريه . جامى ، حكمت - بخش سرايندگان . جدايىنامه . مير صوبداران فرزند مير فتح على خان تالپور متخلص به مير ( د رجب 1262 ق / 1846 م ) پدرش پايه‌گذار حكومت تالپوران سند ( د 1217 ق / 1802 م ) بوده است . و خود پس از برافتادن تالپوران سند ، به كلكته رفته و در آن‌جا درگذشته است . گذشته از « ديوان » پنج مثنوى يعنى « خمسهء مير » نيز سروده است . و نيز « خلاصه التداوى » در پزشكى يونانى به نثر دارد . مثنوى است كه در كلكته 1260 / 1844 م سروده است . و جدايى از وطن ، ميهن‌دوستى ، جدايى از دوستان و هم‌ميهنان و احساسات او را دربر دارد . در آن آمده : بجاى عسل سِركه در شد بكام * - بشد عزت و نام ، بدنام شد - چنين گفت داناى پيشين نيز . . . * وفا كشتم و جور برداشتم - ثمر داد تخمى كه من كاشتم * - خزانه كه مىبود هشتاد سال - نمودند آن جملگى پايمال * - همه ملك و دولت به بر باد شد - دل شاد زين درد ، ناشاد شد . . . * - به هر موج كشتى قيامت پديد - بخواب اندرون كس چنين شب نديد . آغاز : خدايا شب هجر را ساز دور * - ز داغ جدايى دل من مسوز - بيفروز چون صبح صادق چراغ * - گل جان من بشكفان باغ باغ . مشترك 8 / 1277 ( 1 نسخه ) ؛ تكملهء مقالات 572 ؛ دانش 1366 خ ، 11 / 74 .